تو که تنها نمیمونی من تنها رو دعا کن خاطراتم نگه دار اما دستاو رها کن
راستی اسم من مسعود کوچیک همه مشکی پوشا و دوستای گلم
م=مشکی پوش
س=سکوت
ع=عقرب
و=ویرون
د=دلگیر
id=masoodmeshkiposh
بهترین و جدیدترین قالب ساز
بلاگفا|TAKP30
مشکی پوشان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پرستو مشکی پوش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشکی رنگ عشقه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پیوند مشکی پوش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حال ما بد نیست کم غم میخوریم!!!!!!!!!!
یه رنگ باش مثل مشکی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پیرهن مشکی من از غم نیست!!!!!!!
مشکی پوش کوچک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شب گرد کوچه باغ ترانه(یه مشکی پوشه)!!!!!
وایسا دنیا من می خوام پیاده شم!!!!!!!
رامین مشکی پوش!!!!!!!!!!
علی مشکی پوش!!!!!!!!
الهه مشکی پوش!!!!!!!!!!
کلاغ قارقاری یه مشکی پوش !!!!!!!!
رز سفید (پشیمون نمیشی یه سر بزن)....
هنوز دوست دارم.......
قلب کوجیک من........
BEDROD.........
دوستت دارم بیشتر از دیروز و کمتر از فردا.....
باید باور کنی که دیگه بر نمی گرده.......
جادوی سکوت....
ستاره.........
سکوت دل (قاصدک)......
روزهای زیبا......
سنگ صبور......
دلم تنگ برات ..........
کلبه تنهای...........
غریبانه ها...........
آرزو.......
رو قلب ما نوشته فقط پپسی رو عشقه....
مرد تنها .......
خوشگل عاشق(افتاب).......
:.•*. .*•.(¯`•. مهبان .•´¯).•*. .*•.
بابی موزیک..............
حسرت عشق....
چشمای تو.......
دوست داشتنی .......
آرزوها .......
خدارو دوست دارم هرچی که بخوای!!!!!!!!!
سلام خدای خوب ومهربون اره منم همون بنده نا مهربون اره بازم منم همون بنده روسیا بازم دلم گرفته بود گفتم بیا بگم سلام

خدارومی خوام نه واسه این که ازش چیزی بخوام
خدارو می خوام نه واسه مشکل وحل غصهام
خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت
خدارو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت
خدارو می خوام نه واسه خودم که باشن یا برم
خدارو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم
خدارو می خوام نه واسه سکه و سکوه و مقام
خدارو می خوام که فقط تورو نگهداره برام
خدارو دوست دارم واسه این که تورو بهم داده
خدارو دوست دارم چون عاشق بودن یادم داده
خدارو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدارو دوست دارم چون عاشق تنها نمیزاره
خدارو دوست دارم واسه این که هواسش با منه
خدارو دوست دارم واسه این که همیشه لبخند میزنه
خدارو دوست دارم واسه این که من و تو با همیم
خدارو دوست دارم واسه این که میدونه ما عاشق همیم
نوشته شده توسط مشکی پوش در
لينك
مطلب
روزي خواهم آمد کمی از عشق؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط مشکی پوش در
تولدهرچی که بخوای!!!!!!!!!
سلام به همه دوستای خوبم یه سلام مخصوص به کسای که 30 ابان تولدشون
فردا تولد من یه سال دیگه هم از عمر من گذشت و من همچنان به دور خودم می چرخکم
یک سال گذست ادمای که امدن و رفتن ادمای که بودن اما از پیشم ما برای همیشه رفتن و یادشون برای
من موند یه سال جدید دوباره شروع شد خدا میدونه سال دیگه هم مسعود میتونه براتون بنویسه یا نه
میگن شب تولد اگه ارزو کنی براورده میشه امشب روز ارزو کردن من ساید خدا امسال ارزو من براورده
کنه
نوشته شده توسط مشکی پوش در
خدا حافظ دنیای چتهرچی که بخوای!!!!!!!!!
سلام به همه دوستای گلم
ببخشید اگر دیر به دیر اپ می کنم و بعضی از شما گله دارید که فراموشتون کردم به خدا اینطوری نیشت
من همیشه شمارو در ذهنم دارم و همراه من هستید
ممنون که به کلبه من سر میزنید و کلبه من از یاد نیردید اما کاش اون کسای که انتظار فراموش شدن از
اونا انتظار نداریم فراموش نمی کردن مارو
امروز امدم از یه چیزم خداحافظی کنم اونم دنیای هزار رنگ چت یا به قولی دنیای مسنجر احالی چت
خداحافظ دنیای چت با جوب بدش برای شما هر چند ما فقط بدیش دیدیم امدیم سر گرم بشیم سرگرم
کردیم حالا من موندم یه کلبه که اگه نبود نمی دونستم چه باید میکردم
در ضمن اسم کلبه من از امروز تغییر می کنه اکه خواستین در بارش نظر بدین

نوشته شده توسط مشکی پوش در
تنها پاداش عشق،تجربه ي عاشقي است
تنها پاداش عشق،تجربه ي عاشقي است.
امشب نه ستارگان را مي شمارم و نه واژگان را به هم مي بافم:
كنار پنجره ايستادم و فرياد زدم: آهاي باز منو تو دلمون گرفته. دارم از غصه مي تركم. دلم داره آتيش مي گيره. انگار يه دنيا غم آوردن و ريختن اينجا تو دلم. واي چه حال بدي دارم. دلم مي خواد گريه كنم. اما نمي توانم.
نگاهم رو انداختم به طرف درخت پرتقال توي باغچه اونم يه جورايي اعصابش بهم ريخته بود. احساس كردم داره به خودش مي پيچه. ازش پرسيدم: تو هم دلت گرفته؟
باز سرمو گرفتم سوي آسمون،همه جا يه دست مثل يه بلوز سفيد چرك شده بود. يه رنگ زشت و غريب!
هر چي فكر كردم يه اسمي براش پيدا كنم چيزي عايدم نشد، بيشتر كلافه شدم.
يهو داد زدم به تو چي كار كردن كه اين رنگي شدي؟ مي دونم دلت گرفته كه اين شكلي شدي، ميدوني آخه آسمون دل منم اين رنگي شده...
صداي مهيب رعدي به گوشم رسيد جا خوردم بعدش احساس كردم صورتم خيس شد.
باورم نمي شد دل آسمون اينقدر گرفته بود كه با يه سوال من بغض اش تركيد.از غصه ي اون منم غصه ام گرفت. ابرهاي قطور دل منم به هم خوردن ، رعد و برق و اشكاي منم سرازير شدند.
حالا منو آسمون با هم اشك مي ريختيم.
رفتم زير بارون ايستادم كه اشكامون با هم يكي شه حداقل دلمون به اين خوش باشه كه تنها نيستيم و هم درد داريم. شكوفه هاي پرتقال با هر قطره ي اشك آسمون به زمين مي ريختن و درخت پرتقال هم چنان به خودش مي پيچيد...
ميون قطره هاي درد دل آسمون و خون دلم به طرف پرتقال رفتم. تا دستي بر آن بكشم تا اونم از تنهايي در بياد.
دستم را بر روي تنه ي كهنسال پرتقال كشيدم، دستم بر روي شياري از تنه كه روزگاري از عمرش را ثبت كرده بود لغزاندم. سيل اشك مجال ديدن را از ديدگانم ربوده بود، انگشتانم با شيار به پايين آمد و ناگهان از مسير اصلي اش منحرف شد و پرتقال بر خودش لرزيد. انگشتانم را دقيق تر بر روي شيار بالا و پايين كردم و نفسم در سينه حبس شد. حس كردم پرتقال مي خواهد ريشه از زمين بر كند و از منو انگشتانم بگريزد. آسمان ديگر بر سرم اشك نمي ريخت، مويه و شيون مي كرد و باد به هر سو مي كوفت.
دلم ،انگشتانم و هر آنچه بودنم را مفهمومي بودند با هم خواندند:
با من بمان.
سيل اشك دل، سيل اشك آسمان و شكوفه باران پرتقال ديگر مجالي به بودنم ندادند و مرا بردند به آنجا كه در زندگي آفتابم طلوع كرد ، پايه ي بودنم نهاده شد، آنجا كه عشق را فهميدم، آنجا كه روز بود، آشنا بود،آنجا كه دستانم خالي نبودند و آري آنجا كه زنده بودم و زندگي كردم و روزي كه دستانم بزرگ ترين آلا و بهترين بهترين اش را در دست داشت و از بهترين بهترين اش خواست كه با او بماند و نگذارد كه آفتاب سرزمين اش رو به افول برود و تيشه زن ريشه اش نشود. بماند تا هميشه بهترين بهترين.
آن قدر سر مست بودم كه دل نهال پرتقالي را مجروح ساختم تا همگان بدانند كه من بهترين ام را يافته ام.
هنوز به ياد مي آورم از ظلم من به درخت آن روز يكي از تنها دو شكوفه اش بر زمين افتد و زير پاي بهترين بهترين تكه تكه شد.
اما ما آنروز به شكوفه بودن فكر نمي كرديم.
كاش آن روز اين جمله را بر دفتردلش مي نگاشتم و با آن جمله آذين اش مي بستم شايد تيشه زن ريشه ام نمي شد، شايد ديگرغربت را لمس نمي كردم، شايد دستانم خالي نمي شد، و شايد زنده مي ماندم...
بزرگي گفته:"رنج، شكستن پوسته اي است كه غم و ادراك شما را زنداني كرده است.
چنانچه هسته بايد نخست در دل خاك بشكافد تا راز دلش در آفتاب عريان شود، شما نيز بايد رنج شكافتن را تجربه كنيد تا به شكفتن در رسيد."
اميدوارم از نوشته ي بالا خوشتون اومده باشه.
فدای همتون شاد باشي یا علی
نوشته شده توسط مشکی پوش در
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by terak.blogfa.com
